مردان روزهای دشوار

اوضاع جاری در افغانستان را اگر روزهای دشوار مردم این سرزمین نام بگذاریم، به خطا نرفته‌ایم. آنچه در این روزها در جغرافیای جنگ اتفاق می‌افتند، رخدادهای تلخی‌اند که از یک‌سو فرش مصیبت را در این کشور هموار می‌کنند و از سوی دیگر ظرفیت وفاداری و راست‌گویی مدعیان وطن‌دوستی و مردم‌دوستی را به محک می‌گیرند.

در سال‌های پسین فراوان کسانی از آدرس‌های متعدد زعامت و رهبری جریان‌های سیاسی و آزادی‌خواهی سخن گفته‌اند و با ابراز حس وطن‌دوستی و مردم‌دوستی‌شان، بر مردم افغانستان منت نهاده‌اند، اما اکنون که اوضاع سیاسی در حال دگرگونی است و بیشتر از هر وقت دیگر حساس به‌نظر می‌رسد، وقت آن رسیده که مردان روزهای دشوار این سرزمین قامت برافرازند و آنچه را از سال‌ها به این‌سو به منظور دفاع از نوامیس ملی و تمامیت ارضی این سرزمین به مردم وعده سپرده‌اند، عملا در میدان‌های نبرد با دشمنان مردم افغانستان به نمایش بگذارند.

در این میان از دو چهرۀ مردمی جنگ و سیاست در افغانستان می‌شود نام برد که در پای این وعده خود ایستاده‌اند و آنچه را تا حالا گفته‌اند و به مردم وعده سپرده‌اند، شعار میان‌خالی و معطوف به فریب افکار عامه نبوده است.

همگی خبر داریم که مارشال دوستم همراه فرزندش یارمحمد دوستم، در خطوط مستقیم نبرد با طالبان حضور یافته و فرماندهی، سوق و اداره نیروهای تحت امرش را به دوش دارند.

در جغرافیای ولایت بلخ نیز پس از اینکه تهدیدهای دشمن افزایش یافت، استاد عطامحمد نور بسیج مردمی را سازمان‌دهی کرد و همراه با سه فرزندش تفنگ گرفته و در خطوط نبرد با دشمن رفتند.

مساله حضور استاد عطا محمد نور و مارشال دوستم در خطوط دفاعی مردم تا حدودی می‌تواند یک امر معمول تلقی گردد، زیرا آن‌ها سالیان متمادی جنگیده‌اند و از همین رو، امور جنگ و شرکت آن‌ها در جنگ، رفتار دور از انتظار تفسیر نمی‌گردد، اما اینکه فرزندان جوان آن‌ها در حساس‌ترین لحظات سرنوشت مردم، سلاح گرفته و در خطوط مقدم نبرد قدم می‌گذارند، در واقع نشان‌دهندۀ وطن‌دوستی، فداکاری و همچنین حساس بودن نسبت به سرنوشت مردم است. به‌تعبیر دیگر می‌خواهند بگویند که خون فرزندان آن‌‍‌ها از خون سربازانی که به‌منظور دفاع از وطن و عزت مردم در برابر تهاجم لشکر ویرانگر سینه سپر می‌کنند، رنگین‌تر نیست.

یارمحمد دوستم فرماندهی مستقیم نیروهای تحت امرش را بر عهده دارد که عملا در خطوط جنگ حضور دارد و آنچه برای یک سرباز اتفاق می‌افتد، بخشی از سرنوشت او نیز خواهد بود.

فرزندان آقای نور هرچند تا هنوز عملا در جنگ شرکت نداشته‌اند، اما همین که در پشت خطوط جنگ حضور یافته‌اند، در واقع در جغرافیای جنگ قرار دارند و تمام تهدیدهای ناشی از جنگ شامل حال آنان نیز می‌گردد. شاید ایشان از تیررس گلوله کلاشینکوف دور باشند، اما از تیررس هاوان، توپ و سایر سلاح‌های دوربرد دور نیستند و در بهترین حالت جنگی هم که باشند، انفجار یک مرمی هاوان در موقعیت آن‌ها دور از امکان نیست. از این رو حضور آن‌ها در پشت خطوط نبرد مصون از مخاطرات نیست و این حضور در واقع همراهی با نیروهای دفاعی و همراهی با مردم است که عملا در جنگ قرار دارند.

سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که کجایند دیگرانی که سال‌های متمادی در هر مناسبتی با صدای بلند، شعار دفاع از وطن و عزت مردم را سر داده‌اند و حالا که وطن و مردم به شهامت و فداکاری آنها محتاج‌اند، سر بلند نمی‌کنند؟ چرا فرزندان آن‌ها تفنگ گرفته و عزم سنگر نمی‌کنند؟ از آقای غنی شروع تا حامد کرزی، داکتر عبدالله، گلب‌الدین حکمت‌یار و ده‌ها مقام و معتبران سیاست و اداره که از آدرس و آب‌رو و اعتبار همین جغرافیا و همین مردم تعذیه شده‌اند و به نام و نان و مقام رسیده‌اند، چرا دل از بستر ناز و نعمت برنمی‌کنند و حتی به‌عنوان یک رفتار نمادین هم که شده در خطوط نبرد حضور پیدا نمی‌کنند؟

از هر چشم‌اندازی که به حوادث و رخدادهای جاری نگریسته شود، افغانستان و مردم این سرزمین در حساس‌ترین روزهای سرنوشت قرار گرفته‌اند.

 نیروهای دفاعی و امنیتی ما علاوه بر اینکه به مدیریت و سوق و اداره قدرتمند ضرورت دارند، به حمایت مردم و رهبران سیاسی نیز ضرورت دارند.

هرگاه به کرامت انسانی یک سرباز نگریسته شود که برای دفاع از وطن و عزت مردم در سنگرهای نبرد تا مرگ سینه سپر می‌کند، فرزندان هیچ مقام و رهبر و هیچ آقازاده‌یی مکرم‌تر از آن سرباز نیست. آنانی که بیشتر از نعمات این وطن بهره برده‌اند، حقش این است که بیشتر از هرکس دیگر برای دفاع از این وطن جان‌فشانی کنند.

امیدواریم حکومت مسوولانه و با تمام امکانات و ظرفیت‌های دولتی همراه کسانی باشد که در این شرایط دشوار به داد مردم، نیروهای امنیتی و حتا همین حکومت رسیده‌اند و دیگر غفلت، تعلل، کوتاهی و مسوولیت‌گریزی نکنند وگرنه روزهایی را باید شاهد باشیم که افرادی از همین حکومت که امروز بر خوان پردرآمد و نان‌آور آن نشسته‌اند، روزی بیک‌های خود را گرفته و فرار را ترجیح بدهند و مردم را تنها بگذارند و ارزش‌های بیست‌ساله را که با قربانی زیادی از همین مردم به دست ‌آمده‌اند بر باد فنا بدهند.

بدون شک آنانی که در این وضعیت پیش‌قدم شده‌اند، در هر شرایطی که باشند، میان مردم جایگاه مقدم را خواهند داشت.

حسین آزادمنش