قهرمان‌‌ساز‌ها

افغانستان از جملۀ کشورهای به‌شمار می‌رود که قهرمان‌های زیادی را در دامن خود پرورانیده‌ که هریکی از این قهرمانان، عمل‌کرد خوب و بد را در کارنامه دارند؛ می‌شود با فرصت روی آن پرداخت، اما در حال حاضر روی سخنم در این نوشته‌ به قهرمان‌سازهای قرن بیست‌ویک است که هر کدام کارنامه‌های متفاوت و هواداران متفاوت‌تر و در عین‌حال آتشین دارند. بیشتر آنها را می‌شود با سر زدن به فیسبوک پیدا کرد. اصلا نبض فیسبوک در دستان آن‌هاست.
این هواداران دلباخته به سادگی دیگران را مورد تمسخر قرار می‌دهند و از کارنامه‌های باداران شان تعریف می‌کنند. گاهی از وعده‌های سر خرمن سلطان می‌‌نویسند و گاهی هم از سفرهایی که صرف در آلبوم خاطرات چند عکس اضافه کرده ‌است. این قهرمان‌سازی‌ها مرا به یاد فکاهی ملا نصرالدین می‌‌اندازد.
ملا نصرالدین یک روز به اتفاق پادشاه به حمام رفته بود. پادشاه در حالی که بدنش را می‌‌شست از ملا پرسید؟ راستی اگر من پادشاه نمی‌بودم فقط یک غلام بودم چه قیمتی داشتم؟
ملا کمی فکر کرد و گفت: ۱۰ دینار
پادشاه عصبانی شد و گفت: احمق جان! فقط لنگی که به بدنم بستم ۱۰دینار ارزش دارد!
ملا گفت: هدف من هم لنگ شما بود!
ظاهرا این هواداران هم به دنبال لنگ سلطان‌شان استند و گرنه خودشان هم خوب می‌دانند این راه که می‌‌روند به ترکستان است.
تقررهای به‌جا نیز یکی از مصروفیت‌های کلان این طیف است، مثلا می‌‌نویسند: « تقرر بجا، شایسته و بایسته، مبارز علیه فساد، عدالت پیشه و سینه‌چاک برادرم جوبایدن را اولا برخودشان، ثانیا بر فامیل محترم‌شان، ثالثا به مردم مجاهد و شهید پرور امریکا تبریک گفته، ضمن آرزوی موفقیت در امور محوله، آرمان داریم که برای آبادی و آسایش افغانستان نیز نیم‌نگاهی بیندازند تا ما نیز در آرامش و آسایش کامل به سر بریم.»
یا در ماه مبارک رمضان یکی از دوست‌داران سریال حضرت یوسف در افغانستان این چنین نوشته بود: «تقرری دوست عزیزم یوزارسیف را به‌حیث عزیز مصر تبریک گفته و این موفقیت بزرگ را به خودشان و فامیل محترم‌شان تبریک و مبارک باد می‌‌گوییم!»
نجیب آرمان