تاب‌آوری اقلیمی در ساحات  غیر پلانی

بین عوامل طبیعی، آب و هوا نقش بسیار مهمى را در فعالیت‌هاى انسانى دارد. مساعدت یا عدم مساعدت آب و هوا بیش از سایر عوامل طبیعى در زمینۀ گسترش اماکن شهرى و روستایی موثر است. کمبود یا فقدان اجتماع انسانی نمایش‌گر عدم مساعدت عوامل آب و هوایی و فشردگى اجتماعات در نواحى ویژۀ جغرافیایی، حاکى از اعتدال و مساعدت آن است.

تاثیر ناشی از تغییرات آب و هوا در سرتاسر جهان سبب افزایش میزان وقوع پدیده‌های هواشناسی و هوا آب شناسی و شدت آنها گردیده است. براساس گزارشات وجود تغییرات آب و هوا سبب گشته تا امکان پیش‌بینی وقوع بارش‌های فصلی، ایجاد موج گرما، خطرات مرتبط با مواد غذایی، طوفان‌های دریایی، خشک‌سالی و گردبادها کاهش و شدت حوادث فوق افزایش یابد.

این حوادث تهدید‌های بزرگی در زمینۀ آب، غذا و انرژی برای شهرها محسوب می‌شود که نیمی از مردم جهان در آن به سر می‌برند.

طبق اطلاعات موجود در ماسترپلان‌های موجود شهر کابل، این شهر در فاصله سال‌های۱۹۹۰تا اکنون دست‌خوش وقوع حوادث طبیعی بوده است، ‌طوری که تغییرات آب و هوایی در این سال‌ها سبب بروز مشکلاتی همچون سیل‌های سنگین در ولسوالی چاریکار ولایت پروان و ۱۳ولایت دیگر در سال۱۳۹۹ شد.

با این حال امکان دارد ساحات غیر پلانی و حاشیه شهرها  چند برابر مورد تهدید این خطرات اقلیمی قرار بگیرند. تفاوت آسیب‌پذیری بین شهرهای توسعه یافته و درحال توسعه زیاد است، چنان‌چه در شهرهای درحال توسعه، سکونت در ساحت غیر پلانی، شرایط جمعیتی با تراکم بالا، کیفیت پایین مسکن و صحت فردی و عمومی‌باعث صدمات زیادی در این شهرها شده است.

تاب‌آوری اقلیمی چیست؟

موضوع تاب‌آوری اقلیمی تلفیقی از تاب‌آوری شهری و تغییرات اقلیمی می‌باشد.

تاب‌آوری شهری

در واقع با توجه به تعریف Amaratinga & Haigh  ، تاب‌آوری به معنی بازگشت به موقعیت و شرایط پیش از سانحه و بهبودبخشی به‌وضعیت آن در راستای توسعۀ هرچه بیشتر در سیستم‌ها از جمله شهرهاست. گستردگی موضوع تاب‌آوری شهری و اهمیت آن در سال‌های اخیر، باعث شده تا صاحب‌نظران متعددی در ابعاد مختلف به بررسی ویژگی‌ها و شاخص‌های آن بپردازند.

از دیدگاه ماگوییر و هاگان (۲۰۰۷)، تاب‌آوری شامل سه رویکرد مفهومی است: پایداری، بازیابی و گذار که در آن رویکرد پایداری با دیدگاه اکولوژیکی معتقد است که تاب‌آوری به منزلۀ تحمل یا جذب اختلال و بازگشت به حالت قبل است. رویکرد بازیابی در ارتباط با توانایی جامعه برای بازگشت به گذشته از تغییر یا عامل فشار و برگشت به حالت اولیه آن است.

رویکرد گذار نیز بیشتر مربوط به تاب‌آوری اجتماعی و ظرفیت جامعه برای واکنش به تغییر است که حتی می‌تواند به جای بازگشت ساده به حالت قبل؛ به معنای تغییر به حالت جدیدی باشد که در محیط موجود پایدارتر است.

تغییرات اقلیمی

تغییر اقلیم به معنای گرم‌شدن سطح زمین، ناشی از انباشتگی گازهای گلخانه‌یی، عمدتا دای اکساید کاربن در جو است و شامل تغییراتی در شرایط آب وهوایی از قبیل تغییر میانگین دما، میزان و تعداد امواج گرما، خشکسالی‌ها، سیل‌ها، طوفان‌ها و سایر روی‌دادهای سخت آب و هوایی است.

تغییر اقلیم ممکن است به‌صورت طبیعی یا ناشی از فعالیت‌های انسانی باشد. مهم‌ترین فعالیت انسانی منجر به تغییرات اقلیمی؛ انتشار گازهای گلخانه‌یی تحت تاثیر مصرف انرژی تجدید ناپذیر است.

از مهم‌ترین اثرات تغییرات اقلیمی در شهرها و نواحی پیرامون آن، افزایش آسیب‌‌پذیری در برابر مخاطرات و حوادث می‌باشد.

پاسخ به این چالش به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود: کاهش و انطباق که با توجه به سازمان UN-Habitat برنامه‌ریزی‌های طرح شده طبق جدول زیر می‌باشد.

معمولا در پاسخ به تغییرات اقلیمی، هر دو راهکار کاهشی و انطباقی به صورت تلفیقی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

تعریف تاب‌آوری اقلیمی

با توجه به تعریف سازمان ملل- اداره امور اقتصادی و اجتماعی UN-DESA ، تاب‌آوری اقلیمی‌بیان‌گر توانایی و ظرفیت یک شهر در جهت پاسخ به چالش‌های حاصل از رویدادهای شدید آب وهوایی و مخاطرات تحت تاثیر تغییرات اقلیمی می‌باشد.

در دیدگاه دیگر، چهار بعد اصلی در تاب‌آوری شهری در برابر تغییرات اقلیمی عبارتند از: مقاومت (نیرومند‌بودن)، تغییرپذیری (نوآوربودن)، انطباق‌پذیری (منعطف‌بودن) و آمادگی (ظرفیت یادگیری). هم‌چنین دنتون و دیگران (۲۰۱۴) ارتباط بین تاب‌آوری اقلیمی و پایداری را در سه دسته ظرفیت و آگاهی، منابع و اقدامات مطرح می‌کنند.

بنابراین تاب‌آوری اقلیمی نوعی فرایند سیاست‌گذاری است که با ترکیبی از راهکارهای انطباقی و کاهشی (عمدتا انطباقی) و استفاده از ظرفیت‌های موجود در جامعه در ابعاد مختلف بوم شناسانه، اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و نهادی، ضمن پاسخ به‌تغییرات اقلیمی منجر به‌پایداری می‌شود.

نکتۀ مهم در این زمینه، تفاوت در معیارها و شاخص‌ها با توجه به‌شرایط بومی است. نگرانی‌ها در مورد ولایت کابل به‌عنوان اولین کلان شهر کشور که از حاشیه‌نشینی و سکونت‌گاه‌های غیرپلانی بسیار رنج می‌برد با این موضوع چندین برابر خواهد شد چون علاوه بر مسایل اجتماعی و کالبدی و اقتصادی موضوع تاب‌آوری اقلیمی نیز مطرح می‌شود. با این حال باید ابعاد مختلف تاب‌آوری اقلیمی مورد بررسی قرار بگیرد و شاخص‌های سنجش آن مشخص شود.

گسل‌های موجود در افغانستان

با توجه به‌نقشه‌های مقدماتی از خطر زلزله، افغانستان تحت نظارت سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده امریکا که در سال۲۰۰۷ تهیه شده است، حاکی از وجود گسل چمن به‌طول ۱۰۰۰کیلومتر از شمال‌شرق و کوه‌های هندوکش شروع و تا جنوب ادامه دارد که از آنجا وارد پاکستان می‌شود. این گسل تجربۀ وقوع  زلزلۀ به بزرگی ۷٫۳درجه در مقیاس ریشتر را داشته که خسارات زیادی را به شهر کابل تحمیل کرده است.

هم‌چنین وجود گسل بدخشان ، درواز و هریرود در شمال‌شرق و شرق به غرب از جمله گسل‌هایی‌ست که در افغانستان وجود دارد. هر لحظه نیز خطر وقوع یک زلزلۀ ناگوار دیگر برای تمام شهرهای موجود در حریم گسل احساس می‌شود.

نتیجه‌گیری و پیشنهادات

با توجه به بررسی‌ها روی ساحات غیرپلانی و موضوع تاب‌آوری اقلیمی در شهر کابل، ابتدا باید مدیران شهری از متخصصان شهری، جغرافیایی، محیط زیست در ساختار تشکیلاتی خود به‌صورت جدی استفاده کنند تا میزان قابلیت فیزیکی احیا و بازسازی شهرهای خود را در قبال حوادث موجود مورد سنجش قرار دهند و به ارزیابی ظرفیت بازسازی از نقطه نظر عوامل زیربنایی و محیطی بپردازند.

اما باید توجه داشت پس از وقوع یک حادثۀ طبیعی، بازسازی شهرهای ویران شده و بازگرداندن منبع فیزیکی و اجتماعی-اقتصادی آنها از اهمیت بسیاری برخوردار می‌باشد. باید همیشه یک قدم از حوادث جلوتر باشیم و اصلی‌ترین هدف مدیران قبل از بروز هر حادثۀ طبیعی و ظرفیت بازسازی توسط مدیران شهری، ، آگاه‌سازی جامعه باشد.

با توجه به ساحات غیر پلانی و حاشیه‌یی شهر کابل که نزدیک به ۶۰فیصد ساخت‌وسازهای انجام‌شده بدون قاعده و به‌صورت ارگانیک بوده که این امر خود سبب این شده که مدیران شهری کابل در ابتدا باید طرح‌های گسترده آگاه‌سازی ساکنان را در پیش بگیرد و با ارایه برخی تسهیلات به ساکنان پس از توجیه‌نمودن ساکنان از وجود خطرات ناشی از تغییرات اقلیمی، سعی در ارتقا سطوح کیفی فیزیکی این محلات داشته باشند.

با این حال پیشنهاد کاربری‌های مدیریت بحران می‌تواند از مهم‌ترین وظایف اجرایی مدیران شهری باشد.

در نتیجه، علاوه بر هماهنگی میان مدیران شهری با نهاد‌های محلی، سلامتی و رفاه اقتصادی، زیرساخت‌های اجتماعی-اقتصادی نیاز به یک سواد جمعی در مورد محیط زیست می‌باشد. موضوع با توجه به‌گستردگی مطالب تاب‌آوری و هم‌چنین پیچیدگی مباحث شهری و ارتباط آنها با یک‌دیگر، نیاز به بررسی همۀ جوانب است تا شهرها را از وضع موجود در برابر حوادث طبیعی ایمن کند.

جواد مرادی؛ رییس انجمن شهرسازان افغانستان

درباره نویسنده

مدیر وب‌سایت

مدیر وب‌سایت

نظر بدهید

برای درج نظر اینجا کلیک کنید