کارگردان افسانه‌یی

در ستون سینمای این هفته، به‌بهانۀ سالروز تولد یکی از بزرگترین فلم‌سازان تاریخ سینمای جاپان و جهان «اکیرا کوروساوا»، به‌معرفی 10فلم برتر این فلم‌ساز تکرارنشدنی می‌پردازیم.

کوروساوا در سال 1936 م. وارد صنعت فلم‌سازی جاپان شد. پس از سال‌ها کار روی چندین فلم به‌عنوان دستیار کارگردان و فلم‌نامه‌نویس در سال ۱۹۴۳ م. موفق شد اولین فلم خود را به‌نام «داستان جودو» در دوران جنگ جهانی دوم، کارگردانی کند. این فلم او را به‌عنوان کارگردانی بااستعداد در سینمای جاپان مطرح کرد.

«راشمون» که در توکیو به‌نمایش گذاشته شده بود، شیر طلایی فستیوال فلم ونیز را در سال 1952 از آن خود کرد. موفقیت کم‎نظیر این فلم و سروصدایی که راه انداخته بود نگاه‌ها را در سراسر جهان به‌خود خیره کرد. این فلم تحولی بود بنیادین نه تنها در کار کوروساوا، بل برای سینمای جاپان که تا آن زمان در غرب چندان شناخته شده نبود. با راشومون تماشاگران غربی از کمال فنی و قدرت بیان فلمی از جاپان شگفت‌زده شدند. بسیاری از سینمادوستان برای نخستین بار دریافتند که در جاپان صنعت سینمایی توانا و مجهز وجود دارد که اینک بزرگترین چهره آن اکیرا کوروساوا است.

کوروساوای افسانه‌یی که 20سال پیش دار فانی را وداع گفت، اگر امروز زنده بود 107ساله می‌شد. وی در طول زندگی حرفه‌یی 57 ساله‌اش 30فلم ساخت که در همین دوره افتخارات بی‌شماری چون نخل طلا، شیر طلایی جشنواره ونیز، جایزه سزار و جایزه اسکار را کسب کرد. کوروساوا توانست کاری کند که هر تماشاگر فارغ از مرزهای جغرافیایی برای نمایش فلم‌هایش لحظه‌شماری کند.

10فلم برتر «اکیرا کوروساوا»

هفت سامورایی (Seven Samurai)، 1954

وسواس و کمال‏گرایى استاد در تک تک نماهاى فلم، به‌خصوص در پرداخت فوق حرفه‌‏یى صحنۀ نبرد آخر با تدوین درخشان و ضرباهنگى نفس‏گیر، بیش از همه، سینماگران امریکایى را تحت تاثیر قرار داد. به‌حدی که جان استرجس در امریکا این فلم را با نام هفت مرد باشکوه در سال 1960 بازسازى کرد.

شاه‌کار اکیرا کوروساوا نیازی به‌معرفی ندارد. هفت سامورایی سکانس‌های درگیری و اکشن خود را چنان با شخصیت پردازی درست هر هفت سامورایی داستان آمیخته است که جدا کردن درام و اکشن فلم از هم ممکن نیست و این استادی استاد را نشان می‌دهد. نشان‌دادن فرهنگ‌های مختلف و ترکیب درستی از یک فلم هنری و اکشن. همه چیز در این اثر به‌یادماندنی یافت می‌شود. هر سکانس و هر نما، چه درام و چه اکشن، به‌درستی ساخته و پرداخته شده است.

بالا و پایین (High and Low)، 1963

بیست و دومین فلم استاد که به‌شدت کوبنده و تاثیرگذار است …

راشومون (Rashomon) 1950

کوروساوا در این فلم درخشان به‌کند و کاوى پیچیده و غریب در ماهیت داستان و داستان‏گویى، و سرشت انسان‏ها می‌‏پردازد …

یوجیمبو (Yojimbo)، 1961

کم هستند فلم‌هایی که از روی آن‌ها فلم‌های بزرگ ساخته شده باشد؛ مثل یوجیمبو که سرجیو لیونه پس از آن «به‌خاطر یک مشت دلار» را ساخت.

زیستن (Ikiru)، 1952

فلمی فراموش نشدنی و تکان دهنده در دوران اوج هنری استاد …

درسو اوزلا (Dersu Uzala)، 1975

نگاهی غم‌خوارانه به‌شخصیت اصلی و طبیعت؛ برنده اسکار بهترین فلم خارجی زبان …

ریش قرمز (Red Beard)، 1965

«ریش قرمز» عصارۀ اخلاقیات آرمانی کوروساوا در طول دوران فلم‌سازی است …

آشوب (Ran) 1985

در این آخرالزمان کوروساوا، شخصیت‌ها در دردها و رنج‌های خود تنها و منفرد هستند … برنده جایزه اسکار بهترین فلم خارجی زبان …

این فلم یکی از بهترین اقتباس‌هایی است که از آثار شکسپیر انجام شده است و به باور بسیاری آخرین شاه‌کار کوروساوا است. «آشوب» از نظر زیبایی بصری فوق العاده است. کمتر فلمی را می‌توان دید که این‌چنین چینش صحنه‌ها و استفاده از نور و رنگ را به‌حد کمال رسانده باشد …

سانجورو (Sanjuro)، 1962

سانجورو همواره به‌عنوان دنباله‌یى براى يوجيمبو  قلمداد شده و زير سايۀ آن بوده است، در حالى‌كه اين فيلم از يوجيمبو هم هجوآميزتر است …

سریر خون (Throne of Blood) 1957

سه سال پس از ساخت و اکران (نمایش) فلم ماندگار هفت سامورایی و شش سال پس از نمایش راشومون؛ کوروساوا در چهل و شش سالگی سریر خون را با اقتباس از معروف‌ترین نمایشنامه‌های شکسپیر روانه اکران کرد. سریر خون افتباسی از مکبث است و برای اینکه داستان رنگ و بویی جاپانی و بومی بگیرد؛ کوروساوا جمعی از بهترین نویسندگان را دور هم گرد آورد و با سرپرستی خودش نگارش فلم‌نامه سریر خون را به‌پایان برد.

سریر خون تنها فلمی نیست که برای ساخت آن کوروساوا از یک منبع غیر بومی استفاده کرده اما می‌تواند مهم‌ترین آن‌ها باشد. آنچه او در طی آثار قبلی‌اش ارایه کرده بود و سینمایش را این گونه نشان داده بود در این اثر تقریبن دنبال می‌شود با این تفاوت که در سریر خون تمرکز بر روی یک نفر است. چنانچه در عمده آثار کوروساوا اگرچه همواره نقش اول ماجرا به‌بهترین نحوی شخصیت پردازی می‌شود اما شخصیت‌های مکمل نیز دارای داستانک‌های خود هستند و تمام‌قد در روایت اصلی داستان قابل مشاهده هستند.

سینما (4)

نوشته: ماه‌بیگم فیاضی