رژیم ایران؛ پشتیبان تروریزم

سرمقاله/ «ایران می‌گوید که در تامین امنیت مرزی با طالبان همکاری دارد.» رسول موسوی، مدیر کل بخش آسیای غربی وزارت امور خارجه ایران در گفتگو با روزنامه اعتماد ایران گفته که کشورش با گروه طالبان در تماس است و میان دو طرف در تأمین امنیت مرزهای ایران و افغانستان همکاری وجود دارد.

نخست، این موضوع درماندگی جمهوری اسلامی ایران را نشان می‌دهد که این کشور از تامین امنیت مرزهای خود عاجز و ناتوان مانده و اکنون دست به دامن یک گروه تروریستی شده است، اما از سوی دیگر، تهران حق حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان را نیز به رسمیت می‌شناسد. دو رفتار ضد هم از سوی دولت ایران.

این درست که در دکترین حقوق بین‌الملل، حاکمیت دولت در درون مرزهای خود دیگر یک امتیاز نیست، بل به‌معنای مسوولیت دولت‌ها برای محافظت و حمایت از جمعیت خود در نقض حقوق مردم است و حکمرانی بایستی در مورد رفتار با مردم‌شان، پاسخگوی جامعه جهانی باشد.

کشورها ضمن به‌رسمیت شناختن و احترام به حق حاکمیت همدیگر، اگر مشکلی با هم پیدا می‌کنند، تهدیدی از ناحیۀ همدیگر احساس می‌نمایند و یا در شیوه حکمرانی از همدیگر اعتراضی دارند، در چارچوب‌های حقوق بین‌الملل به حل آن می‌پردازند و یا از طریق دخالت انسان‌دوستانه بر مبنای اصول حقوق بشر کشور، خاطی را وادار به پاسخگویی و مسوولیت‌پذیری می‌کنند. به بیان دیگر دخالت کشورها در امور همدیگر صرف در جهت بهبود وضع مردمان همدیگر و رعایت موازین حقوق بشر می‌تواند قابل قبول باشد.

اما این بدان معنا نیست که کشورها در موجودیت حاکمیت رسمی یک کشور، با گروه‌ها به‌ویژه گروه‌های شورشی و تروریستی وارد همکاری در امور همدیگر شوند.

تروریستی بودن طالبان برای همه ثابت شده، از همه بیشتر برای خود ایران. در ۱۷ اسد ۱۳۷۷ با اشغال مزار شریف و پیش از قتل‌عام شدن مردم شهر، ۱۰ دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی در داخل قنسولگری این کشور توسط طالبان به رگبار بسته شدند و این جنایت قتل‌عام خوانده شد. ایران از طالبان نتوانست انتقام بگیرد و به احترام روزنامه‌نگار خود، ۱۷ اسد را روز خبرنگار نام گذاشت.

ولی جمهوری اسلامی ایران مدت‌هاست که پا روی خون دیپلمات‌ها و خبرنگار خود گذاشته و با گروه تروریستی طالبان برای قتل‌عام مردم افغانستان هم‌دست و هم‌کاسه شده است. ایران طالبان را در خود پناه می‌دهد، افراد جنگی این گروه را آموزش و برای انجام حملات انتحاری تجهیز و تمویل مالی و نظامی می‌کند.

جای تعجب نیست همان گونه که جورج بوش رژیم ایران را محور شرارت خوانده بود، به بزرگ‌ترین حامی تروریزم در جهان تبدیل شود. حمایت رژیم ایران از تروریزم بین‌المللی تنها به پشتیبانی از طالبان ختم نمی‌شود. بر بنیاد گزارش‌های رسانه‌ها و سازمان‌های بین‌المللی، جمهوری اسلامی ایران توسط سپاه قدس، شاخۀ برون‌مرزی سپاه پاسداران در تمام نقاط خاورمیانه و آفریقا از گروه‌های مختلف تروریستی حمایت می‌کند. سوریه، لبنان، عراق، سودان، سومالی، یمن و در این سو، افغانستان و بخش‌هایی از پاکستان هم از دست گروه‌های مورد حمایت افراطی و تروریستی رژیم ایران در امان نیستند و بر اثر سیاست مداخله‌جویانۀ جمهوری اسلامی ایران به ویرانه‌های غیر قابل زندگی تبدیل شده‌اند.

این کشور ضمن حمایت از گروه‌های متعدد در منطقه و جهان، خود نیز دست به اعمال تروریستی زده است. بمب‌گذاری یک مرکز یهودی در بوینس آیرس ارجنتاین یکی از نمونه‌های مشهور و ثابت‌شده از اقدام‌های تروریستی جمهوری اسلامی ایران است.

آیت‌الله‌های ایران با اعلام اینکه رژیم خود را بر پایۀ عدالت علوی اساس گذاشتند و کشور خود را مملکت امام زمان می‌خوانند، اما به‌لحاظ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به جهنم روی زمین برای شهروندان خود تبدیل کرده است.

سران رژیم ایران سرمست از سرکوب مردم درمانده از فقر و سیاست‌های تبعیض‌آمیز، نظام استبدادی دینی را سرپا کرده‌اند که در نوع خود در جهان بی‌نظیر است. این نظام استبدادی برای خود هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و در امور عمومی و بسیار خصوصی افراد دخالت می‌‌کند و در عین حال با آن همه دستگاه‌های امنیتی سرکوب‌گر از زنانی مثل نسرین ستوده که تنها ابزارشان برای اجرای عدالت و پاسخگوکردن مسوولان، زبان مدنی و قلم است، می‌ترسد و آن‌ها را به گونه ظالمانه در بند می‌کشاند.

موارد نقض حقوق بشر تهران تنها شامل سرکوب شهروندان داخلی نیست، بل نظام آخوندی همانند گروه‌های تروریستی، بزرگ‌ترین گروگان‌گیر برای باج‌گیری در جهان است. مثال زنده گروگان‌گیری این کشور، نازنین زاغری است، اما بزرگ‌ترین گروافتادگان جمهوری اسلامی ایران، مهاجران افغان است که اغلب آن‌ها پس از سی‌سال زندگی در ایران، حتا حق خرید یک سیم‌کارت را به‌طور قانونی ندارند و از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم‌اند.

طبق اصول اسلامی، مهاجران در سرزمین‌هایی که توسط مسلمانان فتح شده، خارجی محسوب نمی‌شوند و بر اساس اسناد بین‌المللی راجع به پناهندگان، ایران حق ندارد هیچ‌گونه تبعیضی در برابر مهاجران قایل شود، اما جمهوری اسلامی ایران ضمن اجرای آپارتاید در قبال مهاجران به‌ویژه افغان‌ها، از آن به‌عنوان ابزار فشار علیه دولت‌های مهاجران استفاده کرده است. افزون بر این، ایران همواره از مهاجران افغان به‌عنوان سپر دفاعی در جنگ عراق و سوریه استفاده کرده و تنش‌های ایدیالوژیکی و مذهبی را در منطقه ترویج می‌کند. 

جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها که با عدالت علوی فاصله دارد، بل امروز این کشور به بهشت مالی برای فرزندان آخوندهای رانت‌خواری درآمده که امام‌زاده جعل می‌کنند. همچنان این کشور به مخفی‌گاه امن برای زندگی خانواده‌های القاعده و تروریستان بین‌المللی تبدیل شده که در سایه حمایت آخوندها به‌طور مثال فرزندان القاعده جشن عروسی برپا و شرکت‌های تولیدی تاسیس می‌کنند تا از درآمد آن برای هدف‌گذاری‌های انتحاری در سراسر جهان استفاده کنند. آن‌گاه اسراییل برای جلوگیری از حملات آن‌ها، تروریستان القاعده را در خود ایران از بین می‌برد. 

اما ایران تا کی می‌تواند به این سیاست موش و گربه خود ادامه دهد. آتشی که با حمایت از تروریزم توسط جمهوری اسلامی ایران در منطقه ایجاد شده، دیر یا زود چشم خود ایران را کور می‌کند و این راه به بیراهۀ تباهی و ویرانی تمام می‌شود. کوری تهران آن چنان تاریک است که مانور تروریست‌ها در مجلس شورای اسلامی، آرامگاه بنیان‌گذار خود و قتل‌عام شدن سربازان‌شان در حال رژۀ خود را نمی‌تواند به یاد بیاورد.

جمهوری اسلامی ایران اگر می‌گوید با طالبان دربارۀ امنیت مرزی همکاری دارد، چرا از گروه جندالله خود نمی‌خواهد که امنیت مرزهایش را بر هم نزند، مواد مخدر و انسان قاچاق نکند و مهم‌تر از همه، دست از پرپر کردن فجیعانۀ مرزبانان‌اش بردارد.

تهران اگر فکر می‌کند که با جای دادن به طالبان در خاک خود می‌تواند افغانستان را نیش بزند، دیگران هم می‌تواند گروه‌های ناراضی این کشور را در خود جای داده و عمل باالمثل انجام دهند.

جمهوری اسلامی ایران به انگلی می‌ماند که بیماری نفرت، ترور، فقر، تبعیض و تنش را در خود و منطقه سرایت داده و از ایرانِ حافظ و سعدی که می‌گفت بنی‌آدم اعضای یک دیگرند/ که در آفرینش زیک گوهرند/ چو عضوی به درد آورد روزگار/ دیگر عضوها را نماند قرار، فاصله گرفته و این رژیم بارها به ملت‌هایی که به زبان مولانا و خیام سخن می‌رانند، توهین کرده است.

آخوندهای رژیم ایران باید بدانند که با این سیاست‌های بیمارگونه‌شان، پیش از همه، خود از پای می‌افتند. این کشور بهتر است با دولت مشروع و قانونی افغانستان برای حل اختلافات و چالش‌های مرزی وارد گفتگو و همکاری شود، به مسوولیت‌های بین‌المللی خود در همۀ مواردی که ذکر شده، رسیدگی کند و طبق اصل احترام به حاکمیت کشورها برای خود نیز احترام بخرد.

درباره نویسنده

مدیر وب‌سایت

مدیر وب‌سایت

نظر بدهید

برای درج نظر اینجا کلیک کنید